قالب زخمی

غزل ،قالب مرده يا قالب زخمي ؟!

مهدي آذري


              گسترش فرهنگ وبلاگ نويسي در ايران ،از لحاظ ادبي باعث پيشرفت در بخش هاي مختلف ادبيات شده است .تعداد كثير شعر ها و غزل هايي كه در سايت هاي ادبي و وبلاگ هاي مربوط به شعر و همچنين مجلات ادبي  عرضه مي شود به خوبي نشان دهنده ي اين مطلب است .ولي تا چه اندازه اي غزل معاصر يا غزل جوان امروز توانسته است همسو با گسترش فرهنگ وبلاگ نويسي پيشرفت كند ؟
      چرا غزل معاصر يا به طور كلي غزل فارسي نتواتسته يا نمي تواند همگام با شعر روز دنيا پيش برود ؟يا حرفي براي گفتن داشته باشد ؟ چه عاملي باعث مي شود انديشه ي بنياني غزل در كهنگي خود بپوسد و تفكر حاكم بر غزل دچار كليشه و بحران گردد ؟آيا قالب غزل مي تواند پذيراي انديشه هاي جديد باشد ؟ انديشه هايي كه بيان آنها مستلزم ورود  كلمات جديد به غزل است .آيا تغييراتي كه بعضي از شاعران جوان از لحاظ فرم و محتوا در غزل معاصر ايجاد كرده اند ،توانسته  روح مرده ي غزل معاصر را جاني دوباره بخشد ؟ روايت تا چه حدي در شكوفايي غزل معاصر نقش مثبت ايفا كرده است ؟ آيا دستكاري در قالب غزل- غزل مثنوي ،غزل فرم ،غزل پست مدرن ،غزل سپيد مثنوي و ...- توانسته است در استحكام غزل معاصر نقشي سازنده ايفا كند ؟
به ندرت در بين كارهاي ارائه شده غزل خوبي – چه از نظر محتوا ،ساخت ،تركيب سازي  ، استفاده از تكنيك هاي ارائه نشده در غزل كلاسيك ،چه از نظر واژگان ، رديف و قافيه ، آهنگ دروني ،موسيقي كلمات و ... - پيدا مي شود ،اگر هم كار خوبي در اين ميان عرضه شد عده اي آن چنان به نقد شاعر – نه نقد شعر – پرداختند كه ديگر ... بگذريم .
            در سالهاي اخير ،سيد مهدي موسوي 1 ،توانسته است بعد خاصي از غزل  - غزل پست مدرن – ارائه دهد و به معرفي و تبار شناسي آن بپردازد ،حال بماند كه در اين كار تا چه حد موفق بوده است! صحبت بر سر شيوه ها و متدهاي  مفيد در اين راه است و يا به عبارت ساده تر ،طلايه داري كه بتواند راه را نشان دهد
غزل معاصر دچار سرگرداني عجيبي شده است  ،هر چقدر فرهنگ وبلاگ نويسي بر رشد ادبيات دامن زده ،به همان اندازه  ادبيات  - علي الخصوص غزل معاصر – را دچار ابتذال كرده است ،چه از لحاظ كارهاي ناپخته و سرآسيمه اي كه عده اي به نام شعر عرضه مي كنند و چه از نقطه نظر سرقاتي كه در اين ميان به وفور يافت مي شود .
             وبلاگ غزل معاصر 2 ،خيزش بسيار مفيدي بود كه در سال 1380 توسط  فرهاد صفريان 3  شروع شد و در سال 82  متاسفانه خاتمه يافت .اين وبلاگ توانست به تنهايي خط سير مشخص و مفيدي از غزل معاصر را براي شاعران جوان ترسيم كند - غزل هاي موفقي كه در نتيجه ي تاثير مستقيم يا غير مستقيم اين وبلاگ وارد ادبيات فارسي شد ،به روشني گوياي اين مطلب است - و با ارائه ي كارهاي جديد و پر محتوا ،غزل جوان امروز را وارد مسير تازه اي از پيشرفت كرد كه به وضوح در برخي   غزل ها - نه كارهاي صرفا تقليدي- بازتاب آن ديده مي شود  ولي افسوس كه ديري نپاييد و همه ي شاهراهها دوباره به بن بست رسيدند .

اكنون مساله اي كه در اين ميان مطرح است اينكه، چه خصوصياتي باعث پيشرفت غزل جوان امروز مي شود ؟

1- استفاده از قافيه هاي بي سابقه و جديد

گامي بسيار مثبت در غزل معاصر است البته در معدودي از كارهاي شاعران جوان ديده مي شود .

كولي ،قول است ،شيله پيله نباشد ؟
فال بگير آنچنان كه حيله نباشد
تشنه ي ديدار آن گلم كه از آغاز
ريشه ي او گوشه ي طويله نباشد
( بابك دولتي ،دسته نوشته هاي يك سنگ ،غزل 36،صفحات 80 و 79 ) 4
كه استفاده از قافيه هاي جديد باعث زيبايي و طراوت و پويايي اثر شده  ،به طوري كه كهنگي  بعضي از كلمات در پشت همين قافيه هاي جديد و زيبا پنهان مانده است .

غروب پر زدن قهوه خانه در پاتق
صداي غل غل قليان و فس و فس چپق
كه پير مرد صدا زد : كسي نمي بخشد ؟
غذاي مانده ي خود را به قدر يك قاشق ؟
(نبراس مير ركني ،قالب زخمي ،غزل 30 ،صفحه 45)
در اين مورد نيز استفاده از قافيه هاي جديد در جهت بيان روايتي سالم بكار گرفته شده است و نوعي هنجار شكني نيز در قافيه ها ديده مي شود.

لبخند زد به ساعت روي جليقه اش
فرقي نداشت ساعت و روز و دقيقه اش
مو شانه كرد ، ريش تراشيد ،عطر زد
اين بار هيچ حرف ندارد سليقه اش
(محمد سعيد ميرزايي ،قالب زخمي ،غزل 64، صفحه 85 ) 5
در اين غزل نيز استفاده از قافيه هاي جديد محتواي غزل را تحت تاثير مستقيم خود قرار داده و فضاي ياس آلود و سياه آن را كمرنگ كرده است .

2- دستكاري در ساختمان قافيه

كه در كارهاي ابتكاري باعث زيبايي و استحكام اثر شده و  در كارهاي صرفا تقليدي در حد تكلفي غير قابل قبول در جا زده است .

مي خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
همراه و همگريز تو باشم خدا نخواست
آه اي پري ،هر چه غزلگريه خواستم
بيت ترانه اي ز تو باشم خدا نخواست
( فرهاد صفريان ،قالب زخمي ،غزل 11 ،صفحه 23 )
كه دستكاري در قافيه در جهت استحكام و زيبايي غزل بكار گرفته شده و تكلفي در استفاده از جدا كردن كلمه قافيه ديده نمي شود .

حال من خوب است اما با تو بهتر مي شوم
آخ ...تا مي بينمت يك جور ديگر مي شوم
آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پاي تو
مي توانم مايه ي گهگاه دلگرمي شوم
(مهدي فرجي ،قالب زخمي ،غزل 31 ،صفحه 47 )
در اين مورد نيز ،تركيب قافيه با رديف و در آميختن اين دو با هم موجب تقويت و زيبايي غزل شده است .

اين دختر غزل زده عاشق نمي شود
گفتم كه دل به نده عاشق نمي شود
بسيار عاشق است دلش ... داد مي زند :
دست خودم كه نيست ... د .. عاشق نمي شود
( نغمه مستشار نظامي )6
در اين مورد نيز قافيه چون ناقوسي خواننده را از يكنواختي خارج مي كند و روح تازه اي در غزل مي دمد .

3- در هم آميختن ابيات و تقويت محور عمودي و افقي

به كبوتر بگو قفس يعني
پر بكش مرگ زودرس يعني
زندگي چيز قابل عرضي است
مرگ در طول يك هوس يعني زندگي كردن شبيه همه
مردن مثل هيچكس يعني
آب مي بلعدت و مي بخشي زندگي را به خار و خس يعني

(صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 81 ،صفحه 105 )
كه در آميختن مصراع ها باعث تقويت هر چه بيشتر محور افقي شعر شده و فرم را نيز از كليشه در آورده است .

غروب پر زدن قهوه خانه در پاتق
صداي غل غل قليان و فس و فس چپق
خليفه باج بگير محل به هم پيچيد
نفس كش آي بيا اين طرف كه تا يك لقمه ي چپ ات كنم و بشكنم قلم هايت
كه راحت است كه مثل شكستن فندق
( نبراس مير ركني ،قالب زخمي ،غزل 30،صفحه 45 )
كه تقويت محور افقي و در آميختن ابيات هر چند بافت كلي غزل را دگرگون كرده ولي زيبايي اثر را دو چندان نموده است .

4- استفاده از فضاهاي سوررئال  و وهمي

استفاده از فضاهاي وهم آلود و سوررئال ،احتياج به ذهني توانا و خلاق دارد تا روايت را در حالتي يكدست و به دور از تكلف بيان كند6.  اين مورد در كار معدودي از شاعران جوان ديده مي شود

هزار تن ز درختي تناور آويزان
هزار سر و بدنهاي بي سر آويزان
به روي خاك ،پر از شاخه هاي خون آلود
ز ابرها سر گلهاي بي پر آويزان
(محمد سعيد ميرزايي ،قالب زخمي ،غزل 37 ،صفحه 53 ) 7
انتخاب رديف مناسب در اين غزل ،تصاوير ناهمگون  را در كنار هم جا داده و حتي در يك بيت نيز حال و هواي غزل تغيير نمي كند و غزل در مسيري يكنواخت پيش مي رود .

شب زن مرده اي بود شب را ،مست بر تخت خود مي جويدم
شب زن مرده اي كه تن اش را از هر آنجا كه شد مي جويدم
مثل طاعون يك جالباسي موشهايي مرا مي جويدند
من كتي را كه دامادي ام بود گوشه ي آن كمد مي جويدم
(صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 13 ،صفحه 25)

كه در اين غزل نيز انتخاب رديف مناسب و تازه ،غزل را با اينكه داراي ابيات زيادي است از پراكندگي خارج كرده  و بر تصاوير وهم آلود آن صلابتي دو چندان بخشيده است .

به خواب مي روم اما چه خواب دشواري
بخواب خواب قشنگم ،هنوز بيداري ؟
هنوز شعله وري ؟آه ،راحتم بگذار
صداي خواب در آمد : بخواب تب داري !
(بكتاش آبتين ،قالب زخمي ،غزل 87 ،صفحه 114 )

با وجود اينكه وزن و قافيه تكراري است ،محتواي وهم آلود غزل ،روايت را در مسير سالم خود پيش برده  و به آساني توانسته است تفكري سيال را در قالب كلماتي ساده بيان كند .

5- استفاده از رديف هاي فعلي

در صورت استفاده از رديف هاي فعلي ،اساس جمله بر نظمي مستحكم بنا مي شود و همه ي اجزاي جمله در سر جاي  خود قرار مي گيرند و اين امر به نوعي باعث تازگي  زبان و همچنين نزديك شدن آن به زبان معيار مي گردد .در اين مجموعه از بين 108 غزل انتخاب شده ،در 54 غزل از رديف هاي فعلي استفاده شده است .

شب شد ،خيال آمدنت را به من بده
حس عزيز در زدنت را به من بده
(بهمن ساكي ،قالب زخمي ،غزل 1 ،صفحه 11)

عقربه ها را پر از شتاب كشيدند
زندگي ام را به انتخاب كشيدند
(بابك دولتي ،قالب زخمي ،غزل 17،صفحه 30 )

مي بويمت كه داغي نانت بگيردم
گرماي ناشي از هيجانت بگيردم
(محسن اشتياقي ،قالب زخمي ،غزل 28،صفحه 43 )

هر چند حال و روز زمين و زمان بد است
يك تكه از بهشت در آغوش مشهد است
( رضا اربعين ،قالب زخمي ،غزل 60 ،صفحه 81 )

6- خلاقيت و استفاده از تصاوير بكر

       تصوير به راحتي مي تواند انديشه را در ذهن مخاطب  ته نشين كند .زيرا بين انديشه و تصوير پيوندي جدايي ناپذير وجود دارد .شعر امروز براي انتقال انديشه نياز به تصاوير  جديد و بكر دارد ،

چون مار زخم خورده به خود پيچ مي خورم
تعظيم مي كنند به من گرد بادها
( صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 3،صفحه 13 )

حواي من ،به شهوت ابليس تن بده
بي غيرتي علامت اولاد آدم است
(علي اكبر ياغي تبار ،قالب زخمي ،غزل 2 ،صفحه 13)

و كم كم بي تو مي ميرم كه يك حس خيالي بود
كنار ايستگاه رفتن تو مستند مي شد
(عبد الرضا كوهمال جهرمي ،قالب زخمي ،غزل 15 ،صفحه 28 )

ديوار ها بنا شد و در ظلمت جهان
درها براي بسته شدن آفريده  شد
(محمد سعيد ميرزايي ،قالب زخمي ،غزل 23 ،صفحه 36 )

يك روز تو در اوجي و يك روز ديگري
دنيا دهن كجي است به الاكلنگ ها
(عليرضا بديع ،قالب زحمي ،غزل 86 ،صفحه 113)

چشم بقيع تر شده ،پيداست باز هم
باران قدم زده است ميان مزارها
(حسن صادقي پناه ،قالب زخمي ،غزل 108 ،صفحه 140 )

7- نزديك شدن به زبان محاوره

تو كز نجابت صدها بهار لبريزي
چرا به ما كه رسيدي هميشه پاييزي
(مهرداد نصرتي ،قالب زخمي ،غزل 91 ،صفحه 120 )

من مدتي است ابر بهارم براي تو
بايد ولم كنند ببارم براي تو
(مهدي فرجي ،قالب زخمي ،غزل 51 ،صفحه 71 )

حالا كه يك دنيا برايت حرف دارم
يك بوسه هم پايين كاغذ مي گذارم
( رضا سيرجاني ،قالب زخمي ،غزل 38 ،صفحه 55 )

مي نشيني چند تمرين رياضي حل كني
خط كش و نقاله و پرگار شاعر مي شود
(نجمه زارع ،قالب زخمي ،غزل 76 ،صفحه 100 )

طفلكي يك لحظه غفلت كرد ،عاشق شد و بعد
تازه فهميدم كسي آدم حسابش كرده است
(فرهاد صفريان‌،قالب زخمي ،غزل 92 ،صفحه 121 )

8- استفاده از تركيبات جديد

گاه در بعضي از تركيبات ،جزئي از تركيب جديد و جزئي ديگر قديمي و تكراري است (كه دقيقا در بعضي موارد تقابل سنت و مدرنيته است )ولي با اين حال اغلب اين گونه تركيبات جديد ، دلنشين هستند .
پنبه فولاد- گوش خاك – مادر مقوايي – پاسبان گور مزارع – كفر علف – فانوس چشم گرگ – قاليچه هاي خسته – عروسك كاهي – نعش احساس تبسم – زرتشت هاي يخ زده – نگاه برفي دست خدا – مثله گان درد – محتاج دست پنجره – مردان كاغذي – قصر مقوايي سپيد –رويداد كال – دفتر تمديد –خاكستر تاكيد – وسعت سترون –بلوغ هندسه –اردي جهنم – دماوند كثيف – شعله سرد – استواي درد –واژه ولگرد – جيغ راديو – صداي موجي زن – سطرهاي يخ زده – كوير تف زده دست – تقويم بدبختي – قطار مسافر كلمات – بار كج نگاه – ماتم سراي چشم – پهلوي خورشيد – پشت ماه – صخره روشن – شانه ماه – دست گيج – هزاره غم و ....

9- استفاده از عنصر طنز

بيان طنز به صورت مستقيم در غزل ،زيبايي اثر را كم رنگ مي كند و غزل را در فضايي تك بعدي و عاري از هر گونه آرايه اي قرار داده و به صورتي كاملا عريان به بيان حقايقي هر چند نادرست مي پردازد ،ولي اگر اين طنز به صورت زباني رمز آلود و غير مستقيم بيان شود نه تنها كار كليشه اي و تك بعدي نمي شود بلكه خواننده را به تاملي اجباري فرا مي خواند و به غوري عميق مي كشاند .

با غزلهاي شبانه به شما طعنه زديم
ما دهاتي تر از آنيم كه آدم بشويم
(مرتضي قاسمي ،آدمك )8

با خواهش جمعيت علاف اهل دل
چيزي به نام شعر و هنر اختراع شد
(علي اكبر ياغي تبار ،قالب زخمي ،غزل 39 ،صفحه 56 )


از عرعر و عوعو بنويسيد برايم
ما را چه به زيبايي آواز قناري ؟
(علي اكبر ياغي تبار )

دنيا پر از سگ است جهان سر به سر سگي است
غير از وفا تمام صفات بشر سگي است
(مريم جعفري ،قالب زخمي ،غزل 42، صفحه 61 )

بي تو تهران چيست ؟ آيا از بلندي ديده اي ؟
آسماني تيره ،برجي كج ،دماوندي كثيف
(مهدي عابدي ،قالب زخمي ،غزل 93 ،صفحه 122 )

10- استفاده از نقطه چين بعد از رديف

به كبوتر بگو قفس يعني ...
پر بكش مرگ زودرس يعني ...
(صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 81 ،صفحات 105 و 106 ) 9

آري سلام ،حال شما ؟ حال من ولي ...
حالت كمي بد است ،كمي ؟ ... مال من ولي ...
(سيد مهدي نقبايي ،قالب زخمي ،غزل 74 ،صفحه 98 )

خسته ام ،خسته تر از ،خسته تر از ،خسته تر از ...
هيچ كاري دگر از تو ،دگر از من ،دگر از ...
(نغمه مستشار نظامي ،قالب زخمي ،غزل 59 ،صفحه 80 ) 10

11- استفاده از عنصر مذهب و عرفان

يك نقطه بيش بين رحيم و رجيم نيست !
از نقطه اي بترس كه شيطاني ات كنند
(فاضل نظري ،قالب زخمي ،غزل 12،صفحه 24 ) 11

يك كوچه غيرت اي قلندر تا علي مانده است
شمشير بردارد هر آن كس با علي مانده است
(مهدي جهاندار ،قالب زخمي ،غزل 101 ،صفحه 132 )

تمام درد من از اين غم است بانو جان
كه هر چه از تو بگويم كم است بانو جان
(نغمه مستشار نظامي ،قالب زخمي ،غزل 106 ،صفحه 137 )

اگر چه ذهن بشر قرن هاست خسته ي توست ،اگر چه متن تو را دوره كرده حاشيه ها
ولي هنوز به ذات تو پي نبرده فكر كسي ،فراتريد هنوز از تمام فرضيه ها
( صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 90 ،صفحات 119 و 118 )

12- بيان مضامين عاشقانه با لحن امروزی

عذاب بيشتر از اين ؟كه پيش چشم خودت
كسي كه سهم تو باشد ،به ديگران برسد
(نجمه زارع، قالب زخمي ،غزل 104 ،صفحه 135 )

به ابرها زده ام تا ببارمت سارا
به رودهاي جهان مي سپارمت سارا
(حسن صادقي پناه ،قالب زخمي ،غزل 7 ،صفحه 18 )

در لباس آبي از من بيشتر دل مي بري
آسمان وقتي كه مي پوشي كبوتر مي شوم
(مهدي فرجي ،قالب زخمي ،غزل 31 ،صفحه 47 )

بيچاره مي شوي اگر از ترديد ،يك شب شبيه اين من ديوانه
در كوچه اي كه خاطره اي داري ،محتاج دست پنجره اي باشي
(بابك دولتي ،قالب زخمي ،غزل 54 ،صفحه 74 ) 12

13- استفاده بكر از تلميحات

عيسي قلم قلم سر هر كوچه ريخته است
جنسي كه در بساط زمين نيست ،مريم است
(علي اكبر ياغي تبار ،قالب زخمي ،غزل 2،صفحه 12 )

يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند
اين بار مي برند كه زنداني ات كنند
(فاضل نظري ،قالب زخمي ،غزل 12،صفحه 24 )

بيهوده مي وزيد و به جايي نمي رسيد !
قاليچه هاي خسته ،سليمانتان كجاست ؟
(رضا علي اكبري ،قالب زخمي ،غزل 10،صفحه 22 )

قابيل ها مزاحم هابيل مي شدند
افسانه ي حقوق بشر اختراع شد
( علي اكبر ،قالب زخمي ،غزل 39،صفحه 56 ) 13

تير آرش به سينه ي من خورد
پل فرو ريخت كه ارس يعني ...
( صالح سجادي ،قالب زخمي ،غزل 81 ،صفحات 105 و 106 )


منابع :


1- http://www.bahal3.persianblog.ir
2- http://ghazalemoaser.persianblog.ir
3- http://safarian.blogfa.com
4- همچنين رجوع كنيد به مجموعه شعر دست نوشته هاي يك سنگ / بابك دولتي
5- همچنين رجوع كنيد به مجموعه شعر مرد بي مورد / محمد سعيد ميرزايي
6- همچنين رجوع كنيد به مقاله نگاهي گذرا به غزل جوان در دهه هفتاد / عباس تربن
7- همچنين رجوع كنيد به مجموعه شعر درها براي بسته شدن آفريده شد / محمد سعيد ميرزايي
8- http://www.adamak.persianblog.ir
9- http://www.taburiss.blogfa.com
10- http://www.mostasharnezami.persianblog.ir
11- همچنين رجوع كنيد به مجموعه شعر گريه هاي امپراطور/ فاضل نظري
12- همچنين رجوع كنيد به مجموعه شعر دست نوشته هاي يك سنگ / بابك دولتي
13- http://yaghei.blogfa.com

 

در نگارش اين مطلب از مقالات زير استفاده شده است


1- نگاهي گذرا به غزل جوان  در دهه هفتاد ( عباس تربن )
2- جستاري در غزل امروز ( سيد مهدي موسوي )
3- ياد حسين منزوي (محمد سعيد ميرزايي )

 

/ 38 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نغمه مستشارنظامی

سلام استاد/مقاله بسيار جامع و جالبی بود / نگرشی تازه به ابعاد پنهان غزل امروز/خوشحال می شويم ارژز نظراتتان در انجمن شعر ايينی کرج هم استفاده کنيم/با غزلی عاشورايی به روز شدم/پاينده باشيد

زهرا معتمدی

سلام قالب نو مبارک! مطالبو خوندم و خوشحالم که اين وبلاگ وارد يه فضايی شده که خيلی جدی تر از قبل به ادبيات می پردازه و ...بيشتر و بيشتر سر خواهم زد!موفق باشی!

مريم حقيقت

سلام فردا تمام دهکده زن کوب !می شود ............. یا تکه تکه کن بدنم را و یا بکُش ............ حالا دوباره له شده ی مریمی شدم- .............. [اینجا امیر را مرده ای فرض کنید که دوست شماست!!!] فقط/... شمع که روشن می کنی؟ یا علي

بهنام دهقانی

سلام...نقد جالبی بود....می خونم و بر می گردم...با اجازه لينکتون می دم..به آدرس زير هم يه سر بزنيد و نقد های جذابتون رو دريغ نکنيد... http://yasht.blogfa.com

ژاله

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریا می دوخت و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالی دلم برای کسی تنگ است کسی که بی من ماند کسی که با من نیست دلم برای کسی تنگ است که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد رفت ...... و پایان داد کسی .... کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود... به روزم

فريبا شمس کيا

سلام و سپاس خيلی وب پرباری داريد. نقدهای خوبی بود؛به جز قسمت «ترکيبات تازه و بکر» که به نظر من اين ترکيبات - البته بعضی هاشان- بديع نبودند. خوشحال می شوم که «سياهه ها و سپيدها» را منتقدانه برخورد کنيد. شاد باشيد و در جريان!

روح اله صلاحی

سلام آخرین مهلت ارسال آثار به سومین کنگره ی ادبی فرهنگی دفاع مقدس "رها" 7 مهرماه است و به هیچ وجه تمدید نخواهد شد ارسال آثار از طریق ثبت نام در سایت کنگره www.rahafestival.ir و در صورت عدم امکان از طریق سایت بوسیله ی پست سفارشی : شیراز - میدان دانشجو - جنب خوابگاه قدس - ساختمان شماره ی 4 مدیریت دانشگاه شیراز - بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز - دبیر خانه ی "رها" یادآوری این نکته ضروری است که 1.در صورت ارسال پستی آثار ارسال لوح فشرده ی حاوی آثار تایپ شده ضروری است. 2. درج رشته ی تحصیلی - نام دانشگاه محل تحصیل- آدرس و شماره تلفن محل سکونت برای شرکت در بخش دانشجویی ضروری می باشد 3. برای شرکت در بخش غیر دانشجویی درج شغل- آدرس و شماره تلفن محل سکونت ضروری می باشد

میثم

فوق العاده بود

سید

واقعا خسته نباشی و سلام ! کم کم دریچه ای هم به سوی ادبیات ملل باز کن . می دانم که کار سنگینی است اما شما از یلان روزگارید انشاءالله