تقديم به امير بابايي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

گلدان خالي فصل پاييزي ندارد

چون ياس وحشي ترس گلريزي ندارد

پر گشتهاز يك باور  بيهودهاما

در سفره ي بيهودگي چيزي ندارد

در رو نوشت لحظه هاي كاغذينش

چون گوهري ،يك گوش آويزي ندارد

گم گشته در يك گوشه يويرانه ي باغ

از خنده حتّي سهم نا چيزي ندارد

در خاطراتش جمله ها پوسيده هستند

يك قصه ازدورانپرويزي ندارد

 

اما به وقت ماتم گلهاي خاموش

از   گفتن فرياد پرهيزي ندارد

آنجا كه جنگل از خزان اندوهناك است

او  ترسي از غوغاي پاييزي ندارد

 

/ 8 نظر / 12 بازدید
دريا

سلام . خوبي مرسي ! خوش ميگذره !

gognous

سلام...زيبا بود

Farhang

سلام وبلاگ بسيار زيبا و مطالب دلپذيری داريد به شما خسته نباشيد ميگويم و به بازديد از کلبه ی ترانه هايم دعوت مينمايم

دریا

این شعر هم مال خودت بود؟ راستی سلام . ببخشید . اما آخه شعرت خیلی قشنگ بود و کمی زیاد متفاوت با شعر های قبلی ات .منکه لذت بردم . موفق باشی و پیروز بایک قلب دریائی و پاک / دریای مواج

دريا

سلام .كم پيدايي . كم مي نويسي. منتظر شعرهاي زيبات هستيم . به اميد قلب دريائيت / دريا

عمو پولدار

سلام دوستان ميخواهم اولين سايت ايرانی را به شما معرفی کنم که در آن ميتوانيد تا روزی ۵۱۲۰۰۰ تومان درآمد داشته باشيد تازه از ۵۰۰هزار تا ۱ميليون تومان هم به شما اعتبار خريد از ۱۰۰۰ فروشگاه و...امتياز ديگر را ميده لطفا برای اطلاعات بيشتر به سايت من بيايد درضمن هرچه زودتر ثبت نام کنيد به نفع شماست چون تمام زير مجموعه های در زير شما قرار ميگيرد فرصتهای طلايي بندرت در زندگی پيش مياد