<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سرود  مهرباني  را  كسي  در باد  مي خواند

چو شيريني كه گويي از غم فرهاد مي خواند

 

سكوت آبي دريا ميان دود  و خاك و سنگ

مرا از عمق اين شبهاي بي فرياد  مي خواند

 

سرود  سبز  بودن  را  براي  برگ  معنا كن

كه  پاييز  از  بهار تازه يبيداد  مي خواند

 

صداي مرمرين  معنويت  در  شب احساس

دلم را  از  شكوه  اين  خراب آباد  مي خواند

 

و در شبها كه دلها در هجوم رنگ تاريكي ست

تو  گويي  مهرباني را  كسي در  باد  مي خواند

 

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
farhad

سلام خوبی شعر زيبايی بود هميشه موفق باشی مرگ آرام......

شهرجنون

روزها می گذرد... / رفته ازنزد من و هيچ ندارد خبرم... / قصه ام می خواند... / می خندد... / باورش نيست به اشک سحرم .../////// خوشحال می شم به منم سر بزنين.

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! با مطلبي تحت عنوان ‹من و محمدرضا گلزار و جنيفر لوپز و دوستان› به روزم!!!!! حتما سر بزن!

rozbeh

سلام٬ شعرت هم صدا و فرياد مهربانی است اميدوارم كه پاسخ را بگيری