نوای الهی چیست ؟

« نوای الهی »

نویسنده : مهدی آذری

مقدمه:

 

     « اصوات جهان ما را در برگرفته اند،این در حالی است که اغلب ما نسبت به مفهوم آنها و تاثیری که بر ابعاد باطنی ما دارند،بی توجه هستیم»(جلیلیان،1384) در عرفان و معنویت راستین،بعد از ذات حق (هاهوت) که اصل اول می باشد،با روح الهی(لاهوت) که تجلی یا اولین مخلوق می باشد سرو کار داریم. دو شاخصه ی مهم روح الهی،نوا و نور می باشد.«افرادی که اهل تحقیق و مطالعه در زمینه ی معنویت می باشند و به مطالعه ی کتب مقدس و عرفانی دنیا می پردازند،متوجه شده اند که روح الهی با اسامی مختلفی مانند روح کل،روح خدا،روح القدس،روح کیهانی،شعور کیهانی،تجلی،روح حق و... در فرهنگها و کتب معنوی و عرفانی آمده است»(چراغی،1384)

     آنچه پیداست نور و نوا دو شکل  متفاوت از تجلی الهی است؛هرچند نور،خود نوا دارد و نوا،نور و هر دو قابل تبدیل به یکدیگرند،ولی با توجه به لفظ «کُن» در قرآن مجید،نوا یا کلمه ی الهی ارجحیت دارد و نوا در برخی کتب عرفانی،عامل اصلی آفرینش می باشد که در قرآن از آن با لفظ «کُن» یاد شده است و در کتب عرفانی دیگر با نام های «اُم»،«شبد»،«کلمه الحی»،«کلمه»،«ودان» و... آمده است.

    «تجلی یا روح الهی،جریان پیوسته ای است که صاحب طبیعت خاصی نیست و ماهیت هم ندارد،اما نشانه هایش با ماهیت نور و نوا قابل تمثیل است.نشانه های نور و نوا با حواس ظاهری قابل شنیدن نیست،اما روح انسان این نور و نوا را می بیند و می شنود.انسان از طریق حواس روحانی خود می تواند این نشانه ها را دریابد»(چراغی،1384)

     در این میان،آنچه حائز اهمیت است،نور در منابع اسلامی بسیار مورد توجه واقع شده است و رسائل و کتب بسیاریی راجع به آن نوشته شده،اما نوا،که شاخصه ی اصلی تجلی است در عرفان اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.این امر می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد که مهم ترین آنها عبارتند از:

 

- تنوع نواهایی که شنیده می شود.

- سرّ پوشی و حفظ اسرار توسط عارفان و قدّیسان

- عدم ارتباط درست با نوای الهی

- حرمت موسیقی در اسلام

- شباهت برخی از نواهای آسمانی به اصوات زمینی.

 

برای شناختن نور و نوای الهی و ارتباط با آن،باید تجلی یا روح الهی را بشناسیم.

 

تجلی الهی: (نور + نوا)

 

    تجلی یا روح الهی از نور و نوا تشکیل شده و اولین مخلوق می باشد.تجلی یا همان نور اقرب که سهروردی بدان اعتقاد دارد به صورت بسیط و مرکب دیده می شود.در شکل بسیط به صورت نوا و نور قابل درک و مشاهده است و در شکل مرکب،به صورت کائنات و موجودات دیده می شود.هنگامیکه بتوانیم جهان را با دیدی برتر یا با چشم بصیرت بنگریم،چیزی جز ارتعاشات نوا و نور- یا به بیان بهتر انرژی- نخواهیم دید.

    نور و نوا دو بال تجلی الهی است که باعث به وجود آمدن کائنات شده است.هرچند نقش نوا در آفرینش پر رنگ تر از نقش نور است،اما در طبقات پایین تر،نور نقش عمده و مهمی ایفاء می کند.این به خاطر قابلیت نقش پذیری نور در جهان های فیزیکی است.در طبقات بالاتر،جهان چیزی جز ارتعاشات صوت نیست.مولوی در یکی از غزلیات خود به ذات حق اشاره کرده و می نویسید: انسان  نمی تواند ذات الهی را به خاطر شدت نور کور کننده اش ببیند ولی می تواند تجلی صفاتی خداوند را مشاهده کند. چرا که جنس روح انسان،از نوع روح الهی است،ولی ماهیت ذات،متفاوت از روح الهی و روح فردی است،چرا که ذات از ماده ای خاص تشکیل یافته است و روح الهی یا تجلی،ثمره ی ذات الهی می باشد و انسان،ثمره ی تجلی یا روح الهی است و در نهایت حد خود،فقط می تواند روح الهی یا تجلی خدا را بشناسد و از شناخت ذات حق عاجز و محروم خواهد بود.

 

« ز نورافشان،ز نورافشان،نتانی دید ذاتش را  

                        ببین باری،ببین باری،تجلی صفاتی را »(مولوی- دیوان شمس)

 

نوای الهی چیست؟

 

    «توضیح دقیق ماهیت صوت الهی یا جریان مسموع حیات،کار آسانی نیست و نمی شود آن را در قالب کلمات توصیف یا تعریف کرد به خاطر اینکه،آن ماورای ظرفیت هر زبانی است.صوت الهی یک ملودی همیشه زنده و جاوید است که نمی توان آن را ضبط کرد.نت های این ملودی ماورای سیم های هر نوع آلت موسیقی زمینی است.هم سرایی الهام بخش آن،در هر حجره ی روح طنین می اندازد،اما هیچ راهی نیست که بتوان آن را به کسانی که نشنیده اند،انتقال داد.وقتی شنیده می شود شنونده ی شیفته، ساکت است و سرشار از شوقی عظیم می گردد.نوای الهی با موسیقی مسحور کننده،در میان تمام جهانهای برتر که ماورای بندهای فیزیکی است به صدا در می آید.هرچه بالاتر رویم،موسیقی سحرانگیزتر می شود و در جهان های رفیع تر،موسیقی آمیختگی کمتری با ماده دارد»(جانسون،1939: 392)

   «صوفیان مسلمان،نوای الهی را صوت سرمدی(آواز الهی)می نامند،آنها این صوت را،کلام قدیم یا صوت باستانی به حساب می آورند و اعتقاد دارند که این صدا نامحدود است و هیچ شروع و پایانی ندارد به این خاطر به آن «اناهاد»(بدون هیچ محدودیت)می گویند،بدون این کلمه،دنیا نمی توانست به وجود بیاید»(کیرپال سینق،1974: 131)

 

کیفیت نزول وحی:

 

     کیفیت نزول وحی را بر پیامبر(ص) می توانیم از زبان خود آن حضرت بشنویم.در حدیثی که در منابع شیعه و اهل سنت به وفور آمده و مورد قبول است،پیامبر در مورد کیفیت وحی چنین می فرمایند:«ان الحارث بن هشام،سأل رسول الله(ص)کیف یاتیک الوحی؟فقال رسول الله(ص):یاتینی احیاناً فی مثل صلصله الجرس و هو اشدّ علی فیغصم عنی و قدومیت ما قال الملک و احیاناً یتمثل لی الملک رجلاً فیعلمنی فاعی ما یقول»حارث بن هشام از پیامبر (ص) پرسید:وحی چگونه بر شما نازل می شود؟ فرمود: گاهی صدایی مانند صدای جرس (زنگوله) به گوش من می رسید و وحئی که بدین صورت بر من نازل می شد سخت بر من گران و سنگین بود، سپس این صداها قطع می شد و آنچه را جبرئیل می گفت فرا می گرفتم و گاهی جبرئیل به صورت مردی بر من فرود می آمد و سپس با من سخن می گفت و من گفته های او را حفظ و ازبر می کردم.این حدیث در بیشتر منابع اسلامی آمده است.ر.ک.(الاتقان، ج1: 76) و(مجمع البیان، ج10: 570) و(صحیح بخاری، ج1: 271) و(ابن سعد،طبقات کبری،ج1: 198) و(بحارالانوار،ج18: 260،روایت 13،باب کیفیة الصدور الوحی)

 

صلصلة الجرس:

 

    همزمان با نزول وحی،پیامبر صوتی را می شنید همانند صدای زنگ یا چیزی شبیه به هم خوردن دو تکه ی آهن.حال باید دید این صوت چیست و از کجا ناشی می گردد؟چرا شنیده می شود؟آیا توهم است یا واقعیت؟محمد هادی معرفت در کتاب التمهید در این باره می نویسد:«در هر حال صلصلة الجرس،در این روایت کنایه از صوت های پی در پی است که به عنوان مقدمه ی نزول وحی تحقق می یافت تا آن حضرت آماده ی برقرار کردن چنین ارتباط سخت روحی شوند»(معرفت، 1416 هـ.ق، ج1: 160)

   علی محمد قاسمی در مقاله ی،وحی تکلم الهی،در این باره می نویسد:«پس این صداها،خود وحی نیستند،بلکه می توانند مقدماتی برای وحی باشند یا به دلیل ثقیل و سخت بودن ارتباط با ماورای الطبیعت،جسم مبارک پیامبر نیز از چنین ارتباطی متاثر می شده است»(قاسمی،1381)

 

تکلم الهی و شنیدن:

 

     « اگر تکلم الهی به وسیله ی همین اصوات و حروف و ترکیبات کلامی معمول و متعارف انسانها باشد و در مورد وحی هم،همین اصوات و حروف به گوش پیامبر برسد،طبعاً باید افرادی دیگر که به هنگام وحی حضور دارند نیز آنها را بشنوند و به وحی الهی آشنا گردند.در صورتیکه به شهادت تاریخ چنین نبوده است.خانواده ی پیامبر و بسیاریی از اصحاب،به هنگام وحی حضور داشتند و حتی دگرگونی و تغییر احوال آن حضرت و آثار و علائم وحی را مشاهده می کردند،اما نه فرشته ی وحی را می دیدند و نه سخنان او را می شنیدند»(قاسمی، 1381) ولی در خطبه ی 192 نهج البلاغه،حضرت رسول(ص) به علی ابن ابی طالب می فرمایند:(یا علی! إنَّکَ تَری مَا أری وَ تَسمَعُ مَا اَسمَعْ ) (یا علی؛تو می شنوی،آنچه را که من می شنوم و می بینی؛آنچه را که من می بینم.)(ترجمه بنیاد نهج البلاغه)

    در یکی از احادیث اهل سنت هم به صدای زنبور در هنگام نزول وحی اشاره شده است.راوی حدیث،الترمذی است.«عن عمر بن الخطاب (رض) قال کان النبی (ص) اذا انزل علیه الوحی سمع عنه وجهه دوّی کدوی النحل»در اینجا عمر بن خطاب بیان می دارد که روزی در کنار پیامبر،هنگامیکه وحی نازل می شد،صدایی شبیه به صدای زنبور عسل شنیده است.حال باید دید صدای زنبور در اینجا نشانه ی چه چیزی می تواند باشد؟!»

(islamweb.net)

 

صوت آفرینشگر:

 

    «کتاب عهد جدید انجیل،شروع جهان را با کلمه دانسته است«در آغاز هیچ نبود،کلمه بود و کلمه نزد خدا بود» آیا آفرینش هستی با کلمه یا صوت آغاز شده است؟! در عرفان شرق،برخی از مکاتب هندی، شروع کیهان را با صوتی شبیه «اوم» دانسته اند.طریقت تائو نیز در پیدایش عالم،به کلمه ای جادویی اشاره می کند که با ادای آن چیزی از ناچیز یا عدم پدید می آید»(فرشاد،1388: 436) در قرآن کریم نیز، در مسأله ی آفرینش به فعل «کُن» اشاره شده است.حال باید دید کلمه یا صوت در آفرینش کائنات چه نقشی داشته است؟!

    « اگر آغاز هستی با «کلمه» یا صوت «اوم» [یا فعل «کُن»] یا چیزی شبیه آن بوده است،پس نوعی ارتعاش و موج باید در ساختمانهای چهارگانه مواد(جامد،مایع،گاز،پلاسما)باشد چون وقتی به پایین ترین مرحله ی ساختمان این مواد می رسیم،با دنیای امواج و ارتعاشاتی نظیر صوت و نور مواجه می شویم. اگر این ارتعاشات را از نوع تموجات اندیشه بدانیم،به این نتیجه می رسیم که فکر یا اندیشه،نخستین ساختارهای عالم هستند و در همه ی هستی جریان دارند»(فرشاد،1388: 437)

مولانا در دفتر دوم مثنوی به زیبایی به این نکته اشاره کرده و می فرماید:

 

«این جهان یک فکرت است از عقل کل  

                     عقل چون شاه است و صورت ها رُسُل»(دفتر دوم-978)

 

   «پس اگر خلقت کیهان،آگاهانه و هدفمند است،آیا خالق پیغامی از خود بجای گذاشته که به واسطه ی آن بتوان به رمز آفرینش هستی پی برد؟!»(hupaa.com)

   «می توان گفت که صوت،پلی است مابین جهان درونی و بیرونی،اهمیت صوت در مقوله ی ارتباط روحی در این جهان به حدّی است که هنگام برقراری ارتباط روح فردی با روح هستی،غالبا این ارتباط با حس درونی صدا همراه است»(جلیلیان،1384)

 

نوای الهی و آوای افلاک:

 

     « افلاک آوایی دارند که با معلومات ما قابل تفسیر نیستند،صدا ربطی به تموج هوا ندارد،می توان گفت که در جهان مادی،وجود صدا مشروط به تموج هواست؛اما مشروط بودن چیزی در حوزه ای،دلیل مشروط بودن آن در قلمرو دیگر نیست.یک چیز کلی چنان که می تواند به تناوب علل مختلف داشته باشد،می تواند دارای شرایط گوناگون نیز باشد.چنانکه رنگ های ستارگان مشروط به شرایط رنگ در جهان عناصر نیست صدای آنان نیز چنین است.اصوات بسیار بلندی که اهل مکاشفه می شوند ناشی از تموج هوا نیست؛زیرا تموج هوا با این شدت در اثر اصطکاک در مغز غیر قابل تصور است،بلکه آن صورت مثالی صوت است که خودش واقعاً یک صوت است،بنابراین امکان آن هست که افلاک صداهایی داشته باشند که مشروط به تموج هوا و اصطکاک نباشد،هیچ آهنگی لذت بخش تر از آهنگ آسمانها نبوده و هیچ شوقی به درجه ی شوق آنها نمی رسد»(یثربی،1385 : 218)

    «به تازگی اختر فیزیک دانان موفق به شناسایی و ثبت اصواتی شده اند که از اعماق کیهان منتشر می گردند. هر یک از این اصوات کیهانی،دارای الگوی ارتعاشی خاصی است برخی همانند طنین دامنه دار هستند،برخی مانند صدای قلب،حالت ضربانی دارند.یکی از شگفت ترین اصواتی که منشاء فرازمینی دارد صوتی است که از آن با نام آوای آفرینش یاد می شود.فیزیک دانان دریافته اند که در زمان آفرینش جهان،این آوا تمام جهان را در برگرفت.این صدای کیهانی،اولین صدایی بود که در جهان ما طنین انداز شد و هنوز هم پس از گذشت میلیاردها سال،طنین آن در سرتاسر کیهان گسترده شده است.این صدا با تمام اصوات دیگر جهان تفاوت دارد چرا که هر صوتی در جهان از منبع خاصی منتشر می شود و هرچه از منبع مزبور دورتر می شویم صدا را ضعیف تر دریافت خواهیم کرد،اما آوای آفرینش،صدایی فراگیر و بدون مرکز است که در تمامی هستی گسترده شده و از تمام نقاط کیهان نیز با شدتی یکسان قابل دریافت است؛به عبارتی،هیچ تفاوت نمی کند که در کجای جهان باشیم،چه زمین و چه در دوردست ترین نقاط کهکشان،می توان این انعکاس کیهانی،این نخستین صدای جهان را با شدتی یکسان دریافت کرد.اختر فیزیک دانان این صدای آغازین را «صدای زمینه کیهانی» نامیده اند»(جلیلیان،1384) مولانا،در «دیوان شمس» می نویسد که بانگ خدا پیوسته از جانب آسمان بر خلق فرو می بارد.

 

گوش خود را ز جفا پاک کنید            زانکه بانگی ز سما می آید

گوش آلوده ننوشد آن بانگ                هر سزایی  بسزا می آید

 

در کتاب «مثنوی معنوی» نیز،به موسیقی آسمانی با نام «ناقور کل» اشاره کرده و می نویسد:

 

                  « ناله ی سرنا و تهدید دهل                  اندکی ماند بدان ناقور کل      

          پس حکیمان گفته اند این لحن ها                 از دوار چرخ بگرفتیم ما

         بانگ گردش های چرخ است اینکه خلق     می سرایندش به تنبور و به حلق »

(دفتر چهارم- 734)

                        

     « مولوی می گوید نغمات دل پذیر الحان موسیقی و ترجیعات روح نواز ساز و آواز خوش،که آدمی را بی اختیار به سوی خود می کشاند و روح را تازگی و نشاط و قدرت می بخشد،پرتوی است ضعیف و رقیقه یی اندک از موسیقی کلی روحانی عالم بالا،که چون به صورت سفلی جهانی تنزل کرد

/ 8 نظر / 600 بازدید
حیدروالی

یورولما قارداش.دوغرودان اللراغریماسین.

مسعود ظرافت

- این‌جا مَقام مسئول کیه؟ - مُقام ن‍داره، مسئول مُنُم... با یک سپید درست روی ِ خطِ مقدمِ لب هایت منتظرم

اسماعیل شادکام

درود تابو شکنی به جدی ترین شکل تشریف بیاورید.! (برای دیدن پست نیاز به فیلتر شکن دارید)

سید مسعود حسینی

هر چند شکسته ، در نهایت هستم شبخوان غریب کوچه هایت هستم در چشم سیاه من جهان بی رحم است ولگردترین سگ ِ هدایت هستم ........................................... دوباره به روزم و منتظر [گل]

مهتاب

گر بر در دیر می‌نشانی ما را گر در ره کعبه می دوانی ما را اینها همگی لازمه ی هستی ماست خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را (ابوسعید ابوالخیر) مقاله ی بسیارجذابی بود آقای مهدی فوق العاده لذت بردم

آرش واقع طلب

سلام استاد عزیز خوب گشتی زدم و استفاده کردم ___________________________________ وقتی غمت نون باشه یا بهتره چیزی نگی یا از نون بگی اینروز ها به روزم با دغدغه هام قوم ما صادق و صاف است بدش می آید از کسی که پر لاف است بدش می آید

غزلخواب...

درود مدت زیادی بود فراموش کردم فراموشت کنم را فراموش کرده بودم.. استفاده شد... از نقدتان هم لذت وافر می بریم... موفق باشید...

سید مسعود حسینی

سلام شب پرسه اینبار « به سلامتی اونهایی که دوستمون دارند و نمی دونیم » و یک غزل دیگه از همون گذشته ها به روز شد منتظرم با نقد بیای و ... پس منتظرم[گل]