كالبد شكافي شماره 5 – جنازه پنجم حسن قريبي

كالبد شكافي شماره 5 – جنازه پنجم حسن قريبي

گفتند مي توان به دل آسمان رسيد

گفتند مي توان ، نتوانند بهتر است

نام :
نام خانوادگي :
وبلاگ :
سال تولد:
مجموعه شعر :
قالب شعري مورد علاقه:
زادگاه :
مدرك تحصيلي:

خودش كه نه ،آدمك عزيز مي گه : 

 

حسن
قريبي
http://themask.persianblog.ir
1350
به ناكجايي از اين جاده ها
غزل
كاشان 
كارشناس زبان و ادبيات فارسی

 

تا بيست‌ و پنج‌ سالگي را در كاشان گذراند و پس از آن به پايتخت آمد. پس از سردبيرچند ماهنامة محلي، قدري در روزنامة آفتاب يزد قلم مي‌زد. مجموعة داستاني با عنوان «نامه‌اي ازطرف يك گرگ» در انتظار مجوز دارد. اكنون نيز مشغول يك شغل دولتي است وصاحب يك همسر و يك دانيال 

Gharibi.JPG

 

 

« از شاعر مي خواهيم غزلي محكم بگويد ،شعري تازه بسرايد ،تركيبي بديع بسازد ،اما نمي گوييم چرا و چگونه  ؟! بستري مناسب براي او مهيا نكرده ايم كه هيچ ، ماحضر مختصر را نيز از دستش گرفته ايم ،تا مبادا هوس كند و شعري بسرايد .»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

    در جامعه اي كه قوانين جنگل بر آن حاكم است و روح طغيان گري و عصيان ،بر آسايش مردم چنگ انداخته ،چگونه مي توان از مدينه اي فاضله صحبت كرد كه خوابش را هم نمي توان ديد ،چرا كه گناهي است بزرگ ...

سانسور و بعد از آن خود سانسوري خود شاعر، به تنهايي ادبيات را وارد جهاني تازه كرده ، كه ادبيات اين جهان كوچك ،احتياجي به شفاف سازي و بيان رمز و رازها ندارد .

سانسوري كه جنگل بر مكتوبات پياده مي كند غير قابل گذشت است انحراف از معياري اخلاقي است كه همه قبول دارند و عده اي نه ،در اين ميان تنها قرباني ،ادبيات است ،ادبياتي كه هر روز بيشتر از روز قبل در حضيض ابتذال مي افتد و قدم به سوي تاريكي مي گذارد اولين كاري كه سانسور با شاعر مي كند خود سانسوري خود شاعر است شاعر پس از اينكه نوشته اش از قيف سانسور نمي گذرد مجبور مي شود به نوعي خود سانسوري خود را دچار سازد و واژگانش را طوري انتخاب كند كه از فيلتر سانسور بتواند عبور نمايد تا راهي براي چاپ پيدا كند . در اين ميان نيز چند كار شاخص و خوب از يك مجموعه حذف مي شود (به علت سانسور )و شاعر باز مجبور است به جاي آنها از كارهاي ضعيف و معمولي استفاده كند كه دوباره ضربه اي است مهلك بر گرده ي ادبيات ..

دقيق تر كه مي شويم مي بينيم سانسور عمر زيادي در تاريخ اين آب و خاك دارد و به نوعي با گوشت و خون و واژگان و فرهنگ و دين  و اجتماع و.... در نهايت ،با كل زندگي پيوند نزديكي دارد و سرانجام مهره اي است كه بيشتر مواقع تصميمات نهايي با اوست ..... در اين ميان خود سانسوري شاعر اتفاق مي افتد كه راه بي بازگشتي است . شاعري كه براي اولين بار خود سانسوري مي كند و جواب مثبت مي گيرد اين عمل را به نوعي انديشه ي بنياني در شعر تبديل مي كند و در بافت ذهني اش ،خودسانسوري را يكي از عوامل تعيين كننده مي يابد تا جاييكه حتي اين مورد به بودن و نبودن ادبيات مي انجامد...

حسن قريبي يكي از شاعران جواني است كه در غزل زباني ساده و يكدست دارد ،از پيچيدگي هاي شعري كه بعضي ها آن را سفره اي براي بيان علم و دانش خود گسترده اند كمتر استفاده مي كند در عوض زبان سليم شعري اش آنچنان آهنگين و زيباست كه مخاطب از سادگي  و رواني كلمات شعري او به وجد مي آيد و ابياتش را با جان و دل مي پذيرد .هر چند گفتن اين نكته خالي از لطف نيست كه در بعضي موارد اين ساده گويي سطحي بودن را به دنبال دارد و قريبي نيز در چندين مورد اسير اين سطحي بودن است به گونه اي كه كلمات انتخابي اش پيوند عميقي با ذهن مخاطب برقرار نمي كند و مخاطب فقط با كلماتي روبرو مي شود كه سطحي و ساده اند و عمقي در كلام و انديشه ي شاعر نيست .

گاه آنچنان استادانه از تلميحات و اسطوره ها كمك مي گيرد و با زباني امروزي و به دور از تكلفات كلاسيك به بيان اسطوره ها و تلميحات مي پردازد كه گويي اين تلميحات همين ديروز به وقوع پيوسته اند و مخاطب شاهد همه ي آنها بوده است مساله اي كه قريبي به راحتي و با استادي كامل در غزلها پياده مي كند .

گاه نيز ردپاي ادبيات كلاسيك در ابيات او ديده مي شود هر چند زبان شعري قريبي آنچنان ساده و امروزي است كه جايي براي ابيات كلاسيك در غزلهايش باقي نمي گذارد اما گهگاه از ابيات ديگران استفاده مي كند و به حق نيز در استفاده از آنها ،در راستاي تقويت محور بنيادين غزل  آنچنان موفق عمل مي كند كه مصرع تزريقي در خدمت بيان انديشه بنيادين غزل قرار مي گيرد و سازي جداگانه در غزل نمي نوازد بلكه در كل با انديشه و ساخت غزل يكي مي شود و در ارائه ي پيام شاعر به مخاطب نقش خوبي ايفاء مي كند .

متاسفانه استفاده از مصراع ها و وزن هاي كوتاه گهگاه ضربه اي مهلك بر اندام شعري قريبي وارد   مي كند ضربه اي كه مخاطب به راحتي آن را در غزلهاي قريبي مشاهد مي كند. چندين بيت كوتاه  مي خواند و بدون اينكه كوچكترين تاثيري بپذيرد سراغ غزلي ديگر مي رود گويي غزلها نمي توانند آن گونه كه بايد ضربه اي محكم بر ذهن خواننده وارد كنند تا دوباره به خواندن همان غزل بپردازد و ذهنش دائم درگير غزلها باشد.

 

برخي از ويژگي هاي شعري غزلهاي حسن قريبي عبارت است از :

 

 

1-     استفاده از رديف هاي طولاني

 

برخي غزلها داراي مصراع هاي كوتاه مي باشد (چهار يا پنج كلمه ) با اين حال رديفي انتخاب مي شود طولاني ،كه ساخت غزل را زير سوال مي برد .استفاده از رديف هاي طولاني هنگاميكه مصراع ها كوتاه هستند چه معنايي مي تواند داشته باشد جز ضعف تاليفي كه شاعر با آن درگير است

هر كلمه القاء كننده ي انديشه ي شاعر است و تا آنجا كه مقدور است بايد با انسجام كامل و با شدت تمام مخاطب را تحت تاثير قرار داد اگر بنا باشد در مصاريع چهار يا پنج كلمه اي ،رديف به تنهايي دو واژه را در اختيار خود بگيرد و يك واژه نيز به اجبار به عنوان قافيه انتخاب شود پس دايره ي عمل شاعر محدود به دو واژه خواهد بود كه تزريق انديشه با دو واژه بر ذهن مخاطب كاري بس دشوار است، طبعي سليم مي خواهد تا از عهده ي انديشه و شعر بر آيد و رسالت كلمات به گونه اي شاعرانه بر آورده گردد قريبي در اين نوع غزلها همچون شاعر قافيه باخته اي عمل مي كند و اكثرا كارها جز ظاهر غزل گون آن فاقد روح شاعرانه مي باشند و جز بازي با كلمات  و وزن حرف تازه اي براي گفتن نيست .

 

قفس مي فروشم تبر مي خرم

نخنديد من هم تبر مي خرم

 

قومي از نسل ماه كشته شدند

در نبردي سياه كشته شدند

 

مردي از راه دور برگشته است

خسته اما صبور برگشته است

 

شب و سياهي و صحرا ،ادامه خواهد داشت

سرود مرده ي شن ها ،ادامه خواهد داشت

 

شب سردي است تو مي داني و من

هيچ كس نيست تو مي داني و من

 

2-     استفاده از رديف هاي فعلي

 

 

در بيشتر غزلها قريبي از رديف هاي فعلي استفاده مي كند مصراع ها كوتاهند و اكثرا به يك جمله ختم مي شوند و اعضاي جمله به سادگي و رواني همه در سر جاي خود قرار مي گيرند و با رشته ي وزن كلامي آهنگين به وجود مي آيد .

 

در شب جاده چاه مي رويد

كوره در كوره راه مي رويد

 

خواب بودند كه با زلزله بيدار شدند

سنگ ها رحم نياورده و آوار شدند

 

نگاه جاده ها بر ماست اما راهمان بسته است

مقصر باز پنداري كه تقدير زبان بسته است

 

وقتي سفر آغاز يك تكرار بيهوده است

دنيا بدون جاده ها دنياي آسوده است

 

گمانم آسمان فردا كمي دلگير خواهد بود

و دنياي تو را اين آخرين تصوير خواهد بود

 

صداي ناله ي او در سكوت  ما پيچيد

و گرد خانه ي ما هرم اين صدا پيچيد

 

3-     استفاده از اسطوره ها و تلميحات به گونه اي بكر و تازه

 

زبان شعري حسن قريبي در بيان اسطوره ها و تلميحات ،زباني امروزي، شيرين ،جذاب ،بكر و تازه است او از ناحيه اي متفاوت به تلميحات و اسطوره ها مي نگرد و با زباني امروزي آنها را به رشته ي تحرير در مي آورد قلم شعري قريبي در اين باب آنچنان ساده و زيباست كه مخاطب به راحتي پيام رساي اسطوره و تلميح را در شعر درك مي كند و شاعر از پيچيدگي هاي متعارف شعري پرهيز مي كند .

 

و چونان غارهاي عهد دقيانوس مي چسبد

بر اين اصحاب كهف آلود چرتي خواب در مرداب

 

شبانه نيزه را دزديد از پندار آهنگر

و صدها بوسه زد بر شانه ي ضحاك اهريمن

 

تمام راه ها باز است اما خوب مي دانم

كه روي چاه را پوشيده با خاشاك اهريمن

 

خانه ها ويران ،خدايان يك يه يك زخمي شدند

هيچ ابابيلي نيامد در هجوم فيل ها

 

سالها رفته است اما دست مردي بر نكند

ريشه هاي كينه ها را از دل قابيل ها

 

محراب در تصرف مردان سامري

موسي ميان طور تجرد اسير بود

 

4-     پيوستگي با ادبيات كلاسيك

 

انديشه شعري و نوع كلمات انتخابي شاعر پيوند نزديكي با ادبيات كلاسيك دارد و اين نشان از پختگي شاعر در زمينه ادبيات كلاسيك و مطالعه گسترده ي او در بين دوانين شعري كلاسيك دارد و گاهي تا آنجا پيش مي رود كه با استادي تمام انديشه هاي امروزي را بدون هيچ تضادي با انديشه هاي قديمي پيوند مي

/ 125 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راوی

به نام یگانه زنده حاضر او در ميان پيروان خود و در نقاط مختلف دنيا به اسم‏هاي مختلفي شناخته شده است. اما عموم پيروان او را به نام ايليا «ميم» مي شناسند و در سطح جامعه نيز به همين نام شناخته مي‌شود ... برای آشنایی بیشتر با استاد ایلیا رام الله، دیدگاه ها، تعالیم، بخشهایی از سخنرانی ها، آثار توقيف شده و آنچه از تحریف ها و تخریبها که بر ایشان رفت، به سایت اینترنتی زیر مراجعه کنید. www.Yaassin.com

نغمه شاکری

با سلامی از جنس بهار پشت پرچین خیال به روز شد و منتظر حضور صمیمی و ارائه نظرات ارزشمند شماست

نغمه شاکری

با سلامی از جنس بهار پشت پرچین خیال به روز شد و منتظر حضور صمیمی و ارائه نظرات ارزشمند شماست

صدیقه حسینی

چشم هایم را می بندم و چهارپاره می نویسم. برای تو و هشت سالگی مقدست که به من و خواب هایم تحمیل شد تا بی رحمانه عاشقت شوم! به ر و ز م ......

ثریا سهرابی نژاد

سلام . من از طرف حمید بابایی مزاحم شما شدم . ایشون گفتن که شما می تونید کمکم کنید . یه لیست از اسامی شاعران راستی و جمهوری اسلامی می خوام . اگه لطف کنید و کمکم کنید ممنونتون می شم .

آرش

آقا مهدی مرده شور تو بهتر به جای کالبد شکافی و فضولی کردن در زندگی دیگران و خبرچینی برای دولت فکری به حال اون سر کچلت بکنی آخه خیلی زشت شدی. من شامپو ایو روشه را برات توصیه میکنم.

م.طیّب

http://parantezbazghazal.blogfa.com/ درود با سپاس از وبلاگ و مطالب سودمندتان؛ به روزم با مقاله‌اي در نقد دفتر «پيانو» سروده‌ي مريم جعفري آذرماني با اشاره به جريان پست‌مدرنيزم.

آرش کریمی

رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آی خانه خانه ی توست منتظرم ... [گل]

یازار

یاشی میز چوخالیر گلیر قوجالیق قدیمیز پوکولور هانی اوجالیق آی آمان قوجالیق یامان قوجالیق ،، گوزلر گوزلوک ایستیر ساچلار آغاریر ، چیله یاردیمیلان ایاق گوج آلیر ، آی آمان قوجالیق یامان قوجالیق ، دیشلر یاواش یاواش توکولور گدیر حیات هر نه سئوسه بیزلردن ادیر آی آمان قوجالیق ...... اوز اوشاقلاریمیز گولور لر بیزه گولمه قوربان اولوم سیزین قدیزه بیرگون ووراجاقسیز پوکولن دیزه آی آمان... سن من سیز یاشادین منسه اولمه دیم حیات یولداشیمدان جفا گورمدیم ایله دییش مدی بو حیات منه پیس لیق سنه قالدی قوجالیق منه آی آمان ...ایستردیم هر زامان اوجالام گئدم اینانمازدیم بیرگون قوجالام گئدم سن سیزلیق منی یوخ حیات قوجالتدی چتین لیقی یوخدو راحات قوجالتدی آی آمان ....yazar