فراموش کردم،فراموشت کنم

دل من تشنه ي درياست خدا مي داند

عاشق ساحل زيباست خدا مي داند

 

گرچه در شهر بجز سنگدلي پيدا نيست !

عشق ، گم واژه ي پيداست خدا مي داند

 

هر كجا طرح لب خاكي ما لبخند است

مهرباني همه آنجاست خدا مي داند

 

تو بخوان شعر و غزل ريز به آغوش دلم

شعر تو فاتح دنياست خدا مي داند

 

عشق اين واژه ي تكراري امروزي پوچ

پاسخ پرسش فرداست خدا مي داند

 

گرچه در قلب كوير همدم خورشيد شدم

دل من تشنه ي درياست خدا مي داند

 

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱۱/۳٠ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط mahdi azari نظرات () |