فراموش کردم،فراموشت کنم

با عرض سلام خدمت تمامي دوستان بزرگوار

عزيزان حالتان چطور است ؟ با سختيهاي

روزگار بي مروت چه مي كنيد ؟ اميدوارم

در همه حال شاد و سلامت باشيد .

…………………………….

اين غزلو تقديم مي كنم به دريا

 

سكوت كرد دلي كه عزيز دريا بود

دلي كه به دست هاي ليز دريا بود

شبيه بيت غزل . شعر چشمانم

سرود روشن عشقي . ز دريا بود

كنار زردي اين فصل باران خيز

چهار فصل دلم . اشك ريز دريا بود

سپاه فاتح آفتاب فروردين

بزرگ عشق بود و كنيز دريا بود

براي خاطر تنهايي مرداب

دلم كوير عطش خيز دريا بود

كنار اين همه فرياد خون آلود

سكوت كرد دلي كه عزيز دريا بود

مهدي آذري

……………………………….

اينم يه غزل از آقاي اكبر ياغي تبار

بر گرفته از وبلاگ آدمك

مانند طرز فكر شما چندش‌آوريم
اين واقعيّتي‌ست كه از سگ نجس‌تريم

خوكيم و وحشيانه‌تر از كارهايتان
در منجلاب هرزگي خود شناوريم

تنها وظيفه‌ي من و تو بار بردن است
فرقي ندارد اين‌كه الاغيم يا خريم

ديري‌ست كاه و يونجه به ما دير مي‌رسد
جفتك‌زنان به صاحب خود گرم ِ عرعريم

ما را به‌زير گام مبادا لگد كنيد
كرميم و در تفاله‌تان غوطه مي‌خوريم

آه اي شغال! ما سگ زرديم، گوش كن
گفتند از قديم كه با هم برادريم

برخيز تا به‌ياري هم سهم خويش را
از ماكيان دهكده بيرون بياوريم

ياغي تمام كن! دل ما را به‌هم زدي
ازبس‌كه در جهان توحّش قدم زدي

علي‌اكبر ياغي تبار""

………………………..

و سخن آخر اينكه اگه وقت كردين

بريد اينجا فعلا يا حق

نوشته شده در ۱۳۸٢/۸/٢٠ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط mahdi azari نظرات () |