فراموش کردم،فراموشت کنم


ببين چگونه آب مي شود ...




ببين چگونه آب مي شود
نگاه سرد من
درون چشمه لبت
پر از سكوت مي شود
نگاه من
در انتظار حرف تو

كنار پنجره
ميان شيشه كلفت زندگي
دلم به ياد تو
شبانه روز مي تپد
ولي بگو كدام روز پاك را
به ياد من نشسته اي ؟!
كنار پنجره
ميان كوچه باغ شعر ……

تو رفته اي
ولي هنوز
به ياد تو نشسته ام ….
نوشته شده در ۱۳۸٢/۳/٥ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط mahdi azari نظرات () |